ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
306
قصص الانبياء ( فارسى )
بديد . دانست كه حق تعالى او را بمملكت بازرساند . در ساعت كه خاتم در انگشت كرد صيادان بدانستند كه او سليمان است . پس سليمان روى سوى [ شهر ] نهاد ، بيامد ، و بر تخت بنشست و بمملكت بازرسيد . قوله تعالى : وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ . « 1 » و اصل اين آن بود كه ديو جادوى آموخته بود ببابل ، و نامهاى بزرگ برخواند و جادوى بكرد ، در آن وقت كه سليمان به طهارت شده بود خويشتن را مانندهء آن خادم كرد كه انگشترى بستدى ، بيامد و انگشترى بستد ، و بر تخت بنشست بر صورت سليمان ، و اين آيت دليلست كه جادوى باشد و هست و كنند . حق تعالى گفت : و اتبعوا ما تتلوا الشياطين . و اين آن بود كه پيغامبر ما صلّى اللّه عليه و سلّم بمدينه آمد و معجزها بنمود . جهودان عليهم الّلعنة گفتند ما نيز بكنيم ، مخرقها ساختند . حق تعالى گفت اين معجزه نيست كه مخرقه است . و اتّبعوا ، متابعت كردند آن نامها را كه ديوان بر مملكت سليمان بخواندند تا مملكت از او جدا كردند . وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ . الاية . و ناسپاسى نكرد سليمان نعمتها را و ساحر نبود ، ليكن ديوان كافر شدند . يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ ، بياموختند مردمان را ] b 411 [ جادوى اين جهودان ، و آنچه بفرستاديم بر آن دو فريشته كه ببابلاند بازداشته ، هاروت و ماروت ، وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ . هاروت و ماروت كسى را جادوى نياموزد . « 2 » تا آنگاه كه گويند ما فتنهايم خلق را ، تو مياموز كه كافر گردى « 3 » و اين دليلست « 4 » كه سحر كفر است زيرا كه گفت : و لا تكفروا اى و لا تسحروا . قصّهء رفتن ملك سليمان و نشستن ديو بر تخت چهل روز قول كلبى است .
--> ( 1 ) - البقره 96 ( 2 ) - نمىآموزند ( 3 ) - شما مياموزيد كه كافر گرديد ( 4 ) - و اين آيت دليل است . ( ن )